خرید بک لینک
دیروز با یه دسته گل اومده بود به دیدنم... با یه نگاه مهربون ، همون نگاهی که سالها آرزوشو داشتم و اون ازم دریغ کرد. گریه کرد. خیلی دلش واسم تنگ شده بود.گفت خیلی دوسم داره.خواستم اشکشو پاک کنم اما نتونستم.فقط نگاش کردم. اون رفت و سنگ قبر من خیس خیس شده بود **** میخوامت با یه دنیا دلتنگی ، یه بغل عشق.

برچسب: نویسنده: رویا کاظمی تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 20:08


دلتنگی چه حس بدی است...
تنهایی چه حس بدی است
کاش...
پاره ای ابر میشدم
دلم مهربانی می بارید
کاش نگاهم شرار نور میشد
اشتی میدادش
و
که دوست داشتن چه کلام کاملی است
و
من...
چقدر دلم تنگ دوست داشتن است!

برچسب: نویسنده: رویا کاظمی تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 23:00

...و زندگی آغاز میشود.هر صدایی ، هر لحظه ای و شاید هر حال خوبی جریان زندگی را تندتر می کند و گاه گاهی خداوند با مهربانی به یادمان می آورد چگونه زیستن را و چگونه جاری بودن را.بهتر که دقت کنیم یاد دادن هایش در همان ثانیه و در همان نقطه پایان نمی یابد ،می شود زندگی را آموخت. از باد ،از باران ، از درخت

برچسب: نویسنده: رویا کاظمی تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 23:00

*«خانه مان را باهم می سازیم»* شعری بود که از کودکی می شنیدم. پدرو مادری بودند و برای آنها فرزندانی بود و همیشه تمام کارهایشان را باهم تقسیم می کردند، حتی ساختن خانه هایشان را و چه زیبا می شد اگر انسان ها همگی باهم یار بودند و یاریگر . بهشت گونه می شد این دنیا اگر همه دست به دست هم می دادند تا خانه ا

برچسب: نویسنده: رویا کاظمی تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 23:00

---For the rest of my life--- I praise Allah for sending me you my love خدای را سپاس که تو را برایم فرستاد، عزیزم you found me home and sail with me مرا یافتی و با من همراه شدی And I'm here with you و من اینجایم با تو Now let me let you know حالامی خواهم بدانی که You've opened my heart تو قل

برچسب: نویسنده: رویا کاظمی تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 23:00

صفحه بندی